رفتن به بالا

مطالب روز جامعه افغانستان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶
  • الخميس ۱ جماد أول ۱۴۳۹
  • 2018 Thursday 18 January

«الکساندر کنیازف» کارشناس سیاسی روس در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری در دوشنبه قرار داد، به بررسی پیام هایی بیانیه اخیر «ضمیر کابلوف» نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان، در رابطه به طالبان پرداخت. در این یادداشت آمده است: بیانیه اخیر «ضمیر کابولوف» نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان در این […]

«الکساندر کنیازف» کارشناس سیاسی روس در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری در دوشنبه قرار داد، به بررسی پیام هایی بیانیه اخیر «ضمیر کابلوف» نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان، در رابطه به طالبان پرداخت.

در این یادداشت آمده است: بیانیه اخیر «ضمیر کابولوف» نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان در این خصوص که طالبان می توانند به عنوان یک نیروی سیاسی به رسمیت شناخته شوند، باعث واکنش های تند کابل شد. این بیانیه در راستای خط سیاسی است که از دسامبر سال ۲۰۱۵ به این طرف توسط مسکو دنبال شده و مبنای آن را تعریف و ارزیابی جنگ افغانستان به عنوان یک جنگ داخلی تشکیل می‌دهد که در آن یکی از طرف ها – یعنی دولت کابل، مورد حمایت نیروهای مسلح خارجی قرار گرفته است.

پذیرفتن این ارزیابی از سوی کابل کاری بس سخت است زیرا پس باید اعتراف کرد که به دلیل عدم توافق گروه های سیاسی داخلی افغانستان وجود «دولت وحدت ملی» غیر قابل توجیه می باشد.

در اصل واقعیت به گونه ای دیگر است. دلیل اساسی ادامه جنگ فقدان تعادل بین نخبگان سیاسی و قومی افغانستان در سیستم مدیریتی کشور است. این سیستم نامتعادل حداقل از دهه ۱۹۸۰ به این طرف ادامه دارد و امتناع دولت غنی – عبدالله از به رسمیت شناختن طالبان علاوه بر سایر موارد، عدم تمایل نسبت به ورود بخش قابل توجهی از نخبگان پشتون به فضای سیاسی افغانستان را نیز به نمایش می گذارد.

البته حمایت خارجی از طالبان وجود دارد ولی آن را نمی توان تعیین کننده دانست چون بیش از همه حضور نظامی خارجی است که زمینه برای اختلاف در افغانستان را فراهم کرده است. اتفاقی نیست که طی مدت زمان طولانی یکی از خواسته های طالبان و حزب اسلامی «گلبدین حکمتیار» خروج کامل نیروهای آمریکایی و ناتو از این کشور می‌باشد. همانند نیمه اول دهه ۱۹۹۰ بخش قابل توجهی از جمعیت افغانستان در سیمای طالبان (به عنوان یک نیروی سیاسی تجدید شده) عامل ثبات، یک پارچگی و عدالت را سراغ دارد.

دلیل اصلی برای این موضوع رفتارهای مغایر با عرف و سنت های مردم محلی از سوی نظامیان خارجی، استفاده بیش از حد از نیروی نظامی و همدستی با گروه های جنایی می‌باشد که آنها را در چشم جمعیت کشور به اشغالگر تبدیل داده است.

وجود ناامیدی های بسیار فراوانی از عملکرد دولت کابل و گسترش فساد و جرایم نیز فرصت مناسب برای تجدید فعالیت های طالبان را به گونه ای فراهم کرده است که موفق به جلب اعتماد اکثریت مردم (حداقل در مناطق پشتون نشین) شده است.

موضوعی که کابلوف به طور پیگیر اعلام می‌کند، این مسئله را در نظر دارد که در افغانستان جنگ داخلی ادامه داشته و در آن نیروهای اشغالگر خارجی به جانبداری از دولت اقدام می‌کنند.

با طالبان باید گفت‌وگو انجام داد تا بتوان به صلح پایدار در کشور دست یافت. نادیده گرفتن یک نیروی سیاسی که منافع بخش مهمی از جمعیت را بازگو می‌کند، غیر ممکن است. به خصوص اینکه طالبان به عنوان یک حرکت پارتیزانی مذهبی دهه ۱۹۹۰، به تدریج در حال تبدیل شدن به یک هسته مبارزات آزادی بخش ملی قرار گرفته و با نشان دادن آمادگی برای شکل جدیدی از همبستگی، علیه حضور نیروهای اشغالگر و دولت بی کفایت موضعگیری می‌کند.

بر اساس نظر نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه، شرایط به رسمیت شناختن طالبان به ۲ مورد بستگی دارد: یکی به رسمیت شناختن قانون اساسی موجود افغانستان و دیگری عدم ارتباط و همکاری با سازمان‌های بین المللی افراطی و تروریستی می‌باشد.

البته مورد اول یک مقدار متفاوت خواهد بود، زیرا روند مذاکرات بین افغانستانی‌ها به صورت طبیعی نیاز به اصلاح قانون اساسی دارد که باید منافع بخشی از جامعه را که می‌توان «طرفداران طالبان» عنوان کرد، لحاظ کند. به طور طبیعی مبانی قانون اساسی جدید نباید با منافع دیگر بخش های اجتماعی جامعه افغانستان و به خصوص غیر پشتون ها در تضاد و تناقض قرار گیرد. معلوم است که سیستم قانون اساسی جدید با شرایط موجود بسیار متفاوت خواهد بود و این احتمال که بحث فدرالی شدن کشور و تقویت نقش مناطق نیز مطرح خواهد بود، بعید به نظر نمی‌رسد.

موضوع ارتباط طالبان با گروه های تروریستی بین المللی در حقیقت فراتر از بحث افغانستان است. به خودی خود طالبان هرگز تهدیدی برای کشورهای منطقه نبوده است. مبنای همه تهدیدات امنیتی ناشی از افغانستان را همواره بی کفایتی و ضعف حاکمیت در این کشور تشکیل داده است که به این دلیل نمی تواند از منافع اقشار و گروه‌های مختلف جامعه نمایندگی کند.

خطر واقعی برای منطقه وجود جنگ داخلی در افغانستان که باعث ایجاد مناطق غیر قابل کنترل شده است که از این موقعیت گروه های مخالف تروریستی ازبکی، اویغوری، کشمیری، چچنی، بلوچی و غیره بهره برداری به عمل می‌کنند.

و در نهایت بیانیه اخیر کابلوف احتمالا این پیام را دارد که مسکو قصد ندارد هم از تماس با طالبان منصرف شود و هم از روند حل‌وفصل مشکل افغانستان در کنار بماند.

نکته قابل تامل اینکه به اعتقاد کابلوف، «به رسمیت شناخته شدن» چیزی نیست که از سوی سازمان ملل اعطا شود بلکه چیزی است که با زور و قدرت به دست می آید. پس می‌توان به این نتیجه رسید که نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه نسبت به جایگاه و نقش سازمان ملل در حل و فصل مشکل افغانستان و کلا در سیاست جهانی نظر مثبت ندارد.

اخبار مرتبط



وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
28
روز مانده
سالروز خروج ارتش سرخ از خاک افغانستان
442
روز مانده
ریاست جمهوری افغانستان

اخبار تصادفی